بسم الله الرحمن الرحیم
« انا لله و انا الیه راجعون »
سلام به پیشگاه حضرت ولیعصر(عج) و نایب برحقش امام خمینی روحی له الفدا و با درود بروان پاك شهداي [پاك] انقلاب اسلامی با آرزوي پیروزي تمام رزمندگان اسلام.
اینجانب عباس رضایی فرزند علی شمارة شناسنامه 10 متولد عباس آباد شاهرود [در] سلامت کامل [و] با توجه به اینکه بر هر مسلمان واجب است که وصیت خود را تهیه نماید. وصیتنامۀ خود را بشرح زیر تهیه مینمایم.
از پدر و مادرم که زحمتم را کشیده اند حلالیت میطلبم و از آنها میخواهم [اگر] من به شهادت رسیدم مبادا کوچکترین بدبینی نسبت به امام و انقلاب [پیدا کنند] که هرگز پیش خدا و شهدا بخشیده نخواهند شد و ناراحت نباشند زیرا که مرگ حق است و مرگ در راه خدا کمال و سعادت انسان است.
دوم اینکه از همسرم میخواهم که هر دینی که نسبت به هرکس دارم از نظر مادي بپردازد که حق الناس برگردنم نباشد و بعد اینکه رهرو راه زینب سلام الله علیها باشد و صبر را پیشه کند و فرزندانم را مسلمان و پیرو امام تربیت نماید پسرم را طوري تربیت کند که اسلحۀ افتاده از دست شهدا را بر دوش گیرد و با ستمگران و مخالفان اسلام بجنگد و دخترم را چنان تربیت نماید که نمونۀ زن مسلمان و زینب زمانه باشد. و خود نیز ازدواج نماید زیرا که در غیر این صورت در معرض فساد و گناه قرار خواهد گرفت. لازم است که بگویم [هیچکس از] افرادي که مخالف انقلابند همه بدانند که شهادت کمال آرزوي من . است و بر شهادت بگریند [ناخوانا]
در آخر لازم است که دیونی که بر گردن من میباشد تکلیفش روشن شود که حقی از کسی بر دوش من نباشد. ابتدا در مورد حقوق معنوي از همۀ کسانی که بر من حقی دارند حلالیت میطلبم و در مورد دیون مادي، همسرم از همۀ بدهیها و طلبکاريهاي من آگاه میباشد که از او میخواهم به کمک پدرم از اموالی که برایم می ماند و حقوقی که دارم دیون مرا به صاحب حق برگردانند و بخصوص در مورد دین بزرگی که بر دوشم میباشد و همسرم بخوبی اطلاع دارد پرداخت شود. یک ماه حقوقم را براي خواندن نماز و گرفتن روزه برایم بدهید.
وارث من در وهلۀ اول همسرم و سپس فرزندانم میباشند کتابهایم را نیز به کتابخانۀ مسجدي هدیه نمایید مگر کتابی که به درد فرزندان و همسرم بخورد که استفاده نمایند. در آخر بار دیگر از همۀ بستگان و دوستان بخصوص پدر و همسر و برادر و خواهرانم حلالیت میطلبم و از همه میخواهم که برایم طلب آمرزش نمایند و از همۀ مؤمنین التماس دعا دارم.« انالله و انا الیه راجعون » .
« السلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته »
پانزدهم آذر ماه هزار و سیصد و شصت و چهار هجري
مصادف با بیست و سوم ربیع الاول هزار و چهارصد و شش هجري قمري
عباس رضایی
[وصیتنامه اي دیگر در قالب نامه ای به همسرش]
بسمه تعالی
« لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم »
اللهم وفّقنا لما تحب و ترضی و احینا یا ربنا سعیداً و توفنا شهیداً
سلام و درود بر محمد و آل محمد(ص) و درود و سلام به پیشگاه مبارك امام زمان روحی له الفدا و سلام بر نایب برحقش امام بت شکن. و سلام و صلوات و رحمت خدا بر شهداي بخون خفتۀ انقلاب اسلامی
سلام به تو همسر عزیزم، به تو که در سختیهاي زندگی لب از لب برنداشتی و همیشه یاور من بودي و به من امید می بخشیدي. امیدوارم که خداوند تو را حفظ نماید و تایید فرماید. اگر از حال من بخواهی الحمدلله خوبم و دعاگوي وجود شریف امام و رزمندگان اسلام و تو که همیشه در قلبم جاي داري هستم.
فاطمه جان امیدوارم و از تو میخواهم که همانطور که اسمت هم نام بزرگ بانوي دو جهان یعنی فاطمه زهرا سلام الله علیها است، در سختیها و مصائب پیرو او باشی و از او کمک بطلبی، که تنها اهل بیت پیامبر هستند که شفیع شیعیانشان و دلسوز آنها هستند و دخترم را همچنان زینب کبري(س) بار بیاوري و پسرم را به راه حسین(ع) و خمینی بتشکن رهنمون گردي.
همسر عزیزم شاید این نامه که مینویسم آخرین نامه اي باشد که مینویسم و همه چیز دست خداست. میخواهم بدانی که آرزوي من شهادت در راه خداست و هر وقت خدا مصلحت بداند و لیاقتش را پیدا نمایم نصیبم خواهد شد. از تو میخواهم که در صورت هر اتفاقی بسیار صبور باشی و همیشه مصیبت حضرت زینب(س) را در نظر بیاور که در مقابل چشمانش عزیزترین کسانش را به شهادت رساندند و آنگاه او مانند کوهی استوار ایستاد و پیام خون آنها را در همۀ مکانها و زمانها فریاد کرد.
عزیز من دلم میخواهد تو هم پیرو آن بانوي بزرگوار باشی و با صبر و پایداري خود پاسدار خون شهیدان باشی. مبادا خداي ناکرده یک ناگواري باعث شود ذره اي در دلت شک و تردیدي بوجود آید زیرا همۀ بلایا و مصائب امتحان است و خوشا به حال کسی که در این امتحان الهی استقامت نماید و سرفراز برون آید.
بار دیگر تو را وصیت میکنم به تقوي و عفت و پاکدامنی که گرانبهاترین زینت زن می باشد. و از تو می خواهم که بعد از من خودت را در ناراحتی نیندازي و هر جور که صلاح میدانی زندگی کن اما وصایاي این حقیر را در گوش دار. در مورد وصیت نامه ام بسیار دقیق باش که عمل بشود و بدهی هایی که دارم از جمله بدهی به کمیتۀ امداد، بدهی به هیئت و بدهیهاي دیگري که خودت میدانی ادا نما و از همه برایم حلالیت بطلب و خودت مرا حلال کن که نتوانستم در این مدت زندگی حق شوهري را ادا نمایم.
همۀ عزیزانم را سلام برسان بچه ها را از طرف من ببوس. چون وقت ندارم نامه را خاتمه میدهم و تو و بچه ها را به خدا می سپارم. و باز هم میگویم فقط به خدا توکل کن و بس. و دعا بجان امام را فراموش مکن.
دوستدارت عباس
20/11/64