…
2995.1

محمدعلی کاظمی

نام و نام خانوادگی: محمدعلی کاظمی
نام پدر: غلامحسین
تاریخ تولد: ۱۳۴۴/۰۸/۲۰
محل تولد: شاهرود
استان تولد: سمنان
مسئولیت: رزمنده
تاریخ شهادت: ۱۳۶۱/۰۸/۱۱
نام عملیات: محرم
محل شهادت: جنوب عین خوش
نحوه شهادت: اصابت ترکش
وضعیت پیکر: دارد
محل مزار: گلزار شهدای شاهرود
کپی لینک صفحه
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

برای این قسمت مستنداتی یافت نشد.اگر شما در این زمینه میتوانید بما کمک کنید و مستنداتی دارید، لطفاً برای ما در  پیام رسان ایتا به نشانی زیر بفرستید تا در این قسمت بارگذاری شود.

saba_44@

با تشکر از همکاری شما

بسم الله الرحمن الرحیم

«من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر ما بدّلوا تبدیلا»

«برخی از آن مؤمنان بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملاً وفا کردند پس برخی بر آن عهد ایستادگی کردند (تا به راه خدا شهید شدند) و برخی به انتظار (فیض شهادت) مقاومت کرده و هیچ عهد خویش را تغییر ندادند»

با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوري اسلامی ایران و نایب مهدي(عج) و با سلام و درود بر شهدا از صدر اسلام تا کربلاي حسین(ع) و از کربلاي حسین(ع) تا هفده شهریورها و از هفده شهریورها تا کربلاي خوزستان ایران و با درود بر روحانیت مبارز و در خط امام و با سلام بر امت حزب الله و با سلام بر رزمندگان قهرمان که در سنگرهاي ایثار و مقاومت همچون یاران حسین(ع) به نبرد خویش با لشگریان کفر مشغول هستند و در این راه از هیچ چیز هراسی ندارند زیرا که مولایشان می فرماید « اگر کوه ها جنبیدند تو مجنب » « تزَول الجبال و لا تزَول »

بار خدایا شاهد باش اکنون که به جبهه می روم فقط براي رضاي تو گام برمی دارم و در این راه هرگونه سختی و دشواري بر من وارد آید براي رضاي تو تحمل خواهم کرد. در این راه، آن ترکش و تیري که بر بدن من می خورد چون رضاي تو در کار است، براي من از عسل شیرین تر خواهد بود.

بارالها از تو می خواهم که در این راه مرا یاري کنی تا بتوانم دِینم را نسبت به انقلاب و امام و مردمم ادا نمایم. خدایا از تو می خواهم که مرا یاري نمایی تا فقط در راه تو گام بردارم و از تو می خواهم لحظه اي حتی یک چشم بهم زدن به خودم وامگذاري. خدایا یاریم نما تا آخرین سخنانم را به روي کاغذ بنگارم.

من که کوچکتر از آن هستم که براي شما پیام بفرستم، لکن از باب تذکر سخنانی براي شما عرض می دارم. اي کسانی که گفتۀ مرا می خوانید، اي ملت ایران، اي امت مستضعف و محروم، همچنان که با اتحادتان شرق و غرب را ذلیل کرده اید به اتحادتان ادامه دهید ، زیرا قرآن می فرماید:« و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا »

سخنان این ذخیرة خداوندي، این پیر جماران را از جان و دل به گوش بخرید و عمل نمایید، پیام هاي روح بخشش را در مغز بسپارید و بدان عمل کنید. هنگامی که خورشید جماران شروع به درخشیدن می کند هزاران دست براي دعا به سوي آسمان می رود. شما هم همراه آن دست ها دست هایتان را بالا ببرید و از خدا بخواهید تا انقلاب م هدي(عج) امام عزیز را نگه دارد. مبادا لحظه اي امام را تنها بگذارید، مبادا لحظه اي از خط روحانیت مبارز در خط امام دور شوید. اگر می خواهید سعادتمند شوید باید در خط امام و در خط روحانیت در خط امام حرکت نمایید و اگر قدر امام عزیز را ندانید کفران نعمت کرده اید و دچار بلاهاي عظیم خواهید شد. در فرستادن فرزندانتان به جبهه از این گرمتر باشید. بفرستید فرزندانتان را در جبهه تا جبهه را پر کنند و نگذارند آن کسانی که در جبهه ها هستند خسته شوند.

مادرم، اگر خدا توفیق داد و من شهید شدم افتخار کن به شهادت من و مانند مادر تمامی شهدا افتخار کن که چنین فرزندي را در دامن خود پرورش دادي و از شیر حلالت به او خورانیدي و تقدیم اسلام  نمودي تا در [ناخوانا] نزد حضرت زهراسلام الله علیها سربلند باشی و هرگز در مرگم گریه مکن و برایم اشک مریز. براي حسین بن علی(ع) گریه کن، براي علی اکبرِ حسین(ع) گر یه کن، براي علی اصغرِ حسین(ع) گریه کن. خون من که از خون علی اکبر(ع) و از خون تمامی شهدا قرمزتر نیست. حضرت علی اکبر(ع) در راه خدا جنگید و شهید شد. و بعد از من دیگر برادرانم را به جبهه بفرست. مگذار اسلحۀ من روي زمین بیفتد، بگذار سنگر مرا پر کنند.

پدرم، افتخار کن که فرزندت شهید شده و در راه خدا جانش را داده و هرگز با گریه و ناله فرصت به  دست دشمنان مده و به هر کس که رسیدي بگو افتخار می کنم که فرزندم شهید  شده است، تا در روز قیام نزد رسول اکرم(ص) سرفراز باشی.

و اما سخنی با شما برادرانم. در راه ولایت فقیه گام بردارید و در این راه از هیچ چیز مهراسید که رضاي خدا در این است. یاري کنید خدا را تا یاري کند شما را.

«ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم » « اگر یاري کنید خدا را خدا هم شما را یاري خواهد کرد »

اکنون هنگام آزمایش است. امتحان خود را پس بدهید و در راه خدا گام بردارید.

و شما اي خواهرانم، اي زینبین زمانه، باید همچون زینب که پیام خون برادرش را به گوش جهانیان رساند شما نیز پیام خون مرا به جهان برسانید. اي حامیان مکتب اسلام،حجاب و پوشش خود را رعایت نمایید زیرا حجاب شماست که از شمشیرها و تیغ ها براي دشمن ترسناك تر است. سعی کنید به سخنان امام از دل و جان گوش کرده و، به مصداق« زکاة العلم نشره » زکات علم نشر آن است ،آن را به دوستان و رفقاي خود انتشار داده و از کنار هر مسأله اي نگذرید که [ناخوانا]. در مسائل اسلامی و در این راه زینب وار حرکت نمایید. زیرا که این مکتب زینب می خواهد.و در پایان از تمامی برادران گروه مقاومت می خواهم تا وحدت و انسجام خودشان را حفظ کنند و پیروان راستین راه محمدحسن ها و اکبر ي ها و قربانلوها و جلالی ها و طاهري ها باشند. و از تمامی برادران گروه مقاومت امام و انجمن اسلامی دبیرستان شهید میرغفوریان و برادران کتابخانۀ اسلامی سجادیه و تمامی  دوستانی که مرا می شناختند اگر خطایی از من سر زده از آنها می خواهم که مرا ببخشند.

و در پایان از تمامی بندگان خاص خدا التماس دعا دارم«اللهم وفقنا لما تحب و ترضی » .

« اللهم لاتکلنی الی نفسی طرفۀ العین ابدا ». درود بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی، مرگ بر امپریالیسم شرق و غرب و نوکران داخلی آن ها. خدایا خدایا تا انقلاب مهدي(عج) خمینی را نگه دار.

« والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته »

محمدعلی کاظمی

61/11/6

[وصیت نامه اي دیگر]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام [و] درود بر رهبر کبیر انقلاب امام خمینی و تمامی شهیدان و با درود بر رزمندگان عزیز.

پدر و مادر عزیزم عرایضی را که واجب است به عرضتان برسانم از این قرار است: اگر خدا توفیق شهادت را نصیبمان ساخت، بدهید به مدت یک سال نماز برایم بخوانند و به مدت 2 ماه برایم روزه بگیرند. مبلغ 140 تومان به ابراهیم باقري بدهکار هستم، بپردازید.

دیگر یادم نیست به چه کسانی بدهکار هستم.

از هر کسی هم که طلبکار هستم، بخشیدم و حلالش می کنم. حدود 800 تومان پول نزدم هست که پانصد تومانش را بدهید به علی اصغر یا آ نکس که برایم پول فرستاده بود.140 تومانش به ابراهیم و بقیه را بدهید به گروه مقاومت امام. در آخر سفارش می کنم شما را به تقوا و بندگی خدا و پرهیز از گناه.

یک وصیت نامه اي هم نوشته ام در پروندة شماره 2 ب است که و از شما می خواهم رونوشت آن در جیب شلوارم در داخل کمد است و یک وصیت نامه اي داخل ساك است؛ به آن عمل کنید. از این نوشته هم یادتان نرود. نماز را سبک مشمارید و روزه بگیرید و براي امام و شهدا و رزمندگان در سر نماز دعا

کنید و در آخر براي این شخص حقیر نیز دعا کنید و دیگر اینکه شما پنج پسر داشته اید، می بایست یکی [را بعنوان] خمس در راه خدا بدهید و بعد از من فرزندانتان را بفرستید به جبهه تا سنگرها را پر کنند.

از کلیه بچه هاي کوچه و کتابخانه و گروه مقاومت امام می خواهم اگر خطایی از من دیده اند مرا  ببخشند. در ضمن به رضا بگویید توپ را بفروشد و پول داود را بدهد و بقیۀ پول را بین بچه ها تقسیم کند و از بچه هاي تیم سؤال کند که اگر پولی از من طلبکار بوده اند، چه از توپ و چه غیره، آن را هم بپردازید و کلیه دفاتر و کتاب هایم را بدهید به رضا.

در ضمن وصیت نامۀ داخل ساکم را نتوانستم پاکنویس کنم چون مشکلاتی پیش آمد.

یا رب ز شراب عشق سرمستم کن

در عشق خودت نیست کن و هستم کن

از هر چه ز عشق خود تهی دستم کن

یک باره به بند عشق پابستم کن

امیدوارم از دفاتر به خوبی حفاظت کرده و از آن ها استفاده نمایید.

«والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته »

61/7/28

محمدعلی کاظمی جبهۀ [ناخوانا] ، داخل [ناخوانا] ساعت 40/1

برای این قسمت مستنداتی یافت نشد.اگر شما در این زمینه میتوانید بما کمک کنید و مستنداتی دارید، لطفاً برای ما در  پیام رسان ایتا به نشانی زیر بفرستید تا در این قسمت بارگذاری شود.

saba_44@

با تشکر از همکاری شما

در این بخش می توانید تصویر مربوط به بارکد دوبعدی این صفحه را دانلود کنید یا برای نصب روی مکان های منتسب به شهید از قسمت محصولات فرهنگی سایت اقدام به سفارش بارکد فیزیکی نمایید. این بارکد دوبعدی توسط همه گوشی های هوشمند دارای دوربین، قابل اسکن است و افراد با اسکن کردن آن به سادگی وارد این صفحه خواهند شد.

بالا