بسمه تعالی
( ضمناً در صورت امکان در روز جمعه بعد از نماز جمعه مراسم تشییع جنازه و دفن برگزار شود)
بسم الله الرحمن الرحیم و بسم رب الشهدا
«من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه [فمنهم] من قضی نحبه »
و احینی و یا رب سعیداً و توفنی شهیداً.
اللهم الرزقنی توفیق شهادة فی سبیلک
شهیدان زنده اند الله اکبر- به خون خود غلطیده اند الله اکبر
ما همه سرباز تواییم خمینی - گوش به فرمان تواییم خمینی
کفن بدوز بهر تنم مادرم، خواهرم مگو عزیزتر از علی اکبرم مادرم، خواهرم
یاران همه سوي مرگ رفتند بشتاب که تا زنده نمانی
برادران و خواهران عزیز، مگر جان من عزیزتر از حسینبن علی(ع) یا خونم قرمزتر از او بود؟ یا مگر خون من سرخ تر از خون بهشتی ها، رجایی ها و هاشمی نژاد هاست.
پدر عزیزم، مادر عزیزم، لحظه اي تفکر کنید ببینید ما که به رجایی عزیز و بهشتی عزیز وفادار بودیم و به آنها رأي دادیم، چگونه آنها را تنها بگذاریم و با تنهایی بمانیم؟ مگرندیدیم که بهشتی رفت، چگونه ما باید بمانیم؟ آیا این رسم انسانیت است که ما بمانیم؟ یاران همه بسوي لقاءالله بروند مگر ما لیاقت آن را نداریم.
مادر عزیز، یادت هست که میگفتیم که کاش ما هم در زمان سیدالشهدا(ع) بودیم و در روز عاشورا در کربلا شهید میشدیم. مگر روایت امام حسین(ع) که میفرماید: هر روز ما عاشورا و هر سرزمینی کربلاست، پس ما به نداي رهبر عزیز لبیک گفته و در روز عاشورا (هر روزي که باشد) و در سرزمین کربلا (ایران) شهید بشویم. پس مادر عزیز، من آگاهانه با چشم باز، با دید عمیق، این راه را انتخاب کردم، راهی که رجایی عزیز و باهنر محبوب [و] شهید مظلوم بهشتی انتخاب کرد، من هم انتخاب میکنم. مادر جان، ما هم فروشنده شدیم، فروشندة جان خود. در قرآن میفرماید «خداوند جانها و دلهاي پاك شما را خریداري میکند به قیمت بهشت » پس مادر چه خریداري بهتر از خدا. بعضیها جانهایشان را به خلق به بهاي اندك میفروشند. بله ما هم خودفروخته ایم، خود فروخته به خالق، به کسی که ما را آفرید. بله ما مانند دیگران خود را به آمریکا یا به شوروي نمیفروشیم، خود را به خدا میفروشیم. انشاءالله که خداوند قبول کند. روایت هست که در روز قیامت چهار دسته هستند که میتوانند (شفیع) ضامن دیگران بشوند، یکی از این چهار دسته شهدا هستند.
مادر، پدر، برادر و خواهر، در این دنیا نتوانستم زحمات شما را جبران کنم. امیدوارم که ضامن معتبري در قیامت برایتان باشم. برادران، خواهران، از شما میخواهم که اعتقادتان را به رهبري ولایت فقیه (امام خمینی) بیشتر کنید و محکمتر و استوارتر دهان مخالفین ولایت فقیه را بکوبید هرچند پدرتان باشد. من میخواهم که در تشییع جنازه ام فقط باید آنهایی شرکت کنند که اعتقاد قوي به ولایت فقیه دارند و آنها که اعتقاد ندارند زیر جنازه ام نیایند که در روز قیامت از آنها شاکی خواهم بود. این رهبري امام بود که این خط سرخ را به من و دیگر شهدا آموخت و من رهبري امام را از دل و جان پذیرفته ام و شما برادرانم هم بپذیرید که خط سرخ شهادت را بیاموزید و هدایت کننده این خط روحانیت میباشد که در رأس این روحانیت عالم بزرگوار، شهید مظلوم دکتر بهشتی، بود که با شهادتش عزم خود را استوارتر کردم و به راهم که شهادت بود اعتقاد بیشتري پیدا کردم و مشتم را محکمتر گره کردم براي کوبیدن دهان ضد انقلابیون.
پدر عزیز، شما از آزمایشات الهی هنوز فارغ نشدي و این یک آزمایش است و امیدوارم که از این امتحان سرافراز بیرون بیایید و مادر، شنیدي که روایتی است خوشا به حال مادر شهدا، میدانم مادر چقدر دوست داشتی که مادر شهید باشی و به این آرزویت رسیدي و اسلحه ام را نگذار زمین بیفتد و سنگرم خالی بماند. برادرم را راهنمایی کن و این خط را به او بشناسان. برادران پاسدار عزیز، چند وقتی در خدمت شما بودم. من از همۀ شما راضی هستم و از شما هیچگونه بدي ندیدم و امیدوارم هرچه به شما بدي کردم، مرا ببخشید و نظم و نظامت را که از خواسته هاي شهید رجایی بوده و همچنین تبعیت از دستورات فرماندهان را احترام بشمارید و مادر و پدر عزیز، برایم شیون نکنید. چون دشمنان ما شاد میشوند. مرا در کنار شهداي شاهرود دفن کنید و همچنین وسایل و داراییها را به هر صورت که صلاح باشد، خرج و واگذار نمایید. در خاتمه درود و سلام گرم و صمیمانه خودم را به رهبرم، امیدم، قلبم، ولی فقیه ام، نایب امامم، فرزند جدم نثار میکنم و همچنین سلام خود را به *آیت الله منتظري* و آیت الله خامنه اي و آیت الله رفسنجانی... میرسانم و درود به شهداي اسلام از هابیل تا شهداي امروز.
جان نثار الله- فرمانبر روح الله- سرباز امام زمان-کوچک همگی شما
سیداحمد امیریان
1360/7/13
*در تاریخ تنظیم وصیتنامه هنوز آیت الله منتظری از سمت جانشین رهبری عزل نشده بودند