بسم الله الرحمن الرحیم
«والّذین هاجروا فی سبیل الله ثم قتلوا او ماتوا لیرزقنهم الله رزقاً حسنا و اِنّ الله لهو خیر الّرازقین »
«و آنان که در راه خدا از وطن هجرت گزیدند و دراین راه کشته شدند یا مرگشان فرا رسیده البته خدا رزق و روزي نیکویی نصیبشان میگرداند که همانا خداوند بهترین روزي دهندگان است»
با درود و سلام بر امام زمان(عج) و نایب برحقش امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی و با سلام بر تمامی شهیدان از صدر اسلام یعنی از هابیل تا [ناخوانا] و از حسین تا شهیدان کربلاي ایران و با سلام بر تمامی ادامه دهندگان راه شهیدان که نمیگذارند پرچمی که از دست رزمنده اي به پایین می افتد به زمین برسد و بعد از آن [ناخوانا] مستحکمتر پرچم را به دست میگیرند راه آنها را ادامه میدهند الان موقع جهاد است و به نداي حسین زمان لبیک میگویم و براي پاسداري از اسلام و قرآن و حرمت خون پاك شهیدان اسلام آماده میشویم تا به جبهۀ نبرد حق بر علیه باطل برویم.
گرگان گرسنه به وطنمان حمله ور شدند و به ناموسمان رحم نمیکنند به بچۀ شیرخوار هم رحم نمیکنند آنها در حقیقت میخواهند اسلام را [ناخوانا]ببرند من وظیفۀ شرعی خود میدانم که براي دفاع از اسلام و قرآن و مرز و بوم ایران راهی جبهه شوم و به نداي حسین زمانمان یعنی رهبر کبیر لبیک بگویم. گرچه من در عاشورا نبودم که به نداي حسین که میگفت« آیا کسی هست که من را یاري کند » لبیک بگویم و او را یاري کنم ولی حالا به امام زمانمان یعنی خمینی کبیر لبیک میگویم و میگویم آري من هستم و الان آماده هستم که به جبهه بروم و از اسلام پاسداري کنم من این راه را آگاهانه انتخاب کرده ام و با زور و اجبار این کار را نکرده ام وقتی متوجه شدم که اسلام در خطر است حاضرم عزیزترین چیزم [را که] یعنی جان ناقابلم است، فداي اسلام و قرآن کنم. گرچه من لیاقت شهید [شدن] را ندارم. اگر خدا خواست و شهید شدم به پدر و مادرم توصیه میکنم گریه و زاري نکنید و لباس سیاه بر تن نپوشید و عزاداري نکنید. بلکه لباس نو بر تن کنید. تسلیت را قبول نکنید تبریکها را قبول کنید. مادر جان در سوگ من گریه نکنی و اگر خواستی گریه کنی براي امام حسین و دیگر یاران امام گریه کن. مادر جان شیرت را حلالم کن و من را ببخش [ناخوانا] از خدا طلب آمرزش گناه کن زیرا که من در این مدت کم [که] عمرم گناه بسیار کرده ام. پدرم حلالم کن مرا ببخش که حق فرزندي را خوب ادا نکرده ام و آرزوهاي تو را نتوانستم جبران کنم من امانتی بودم که از طرف خدا به شما داده شد و شما حق پدر و مادري را خوب ادا [کردید] خواهرانم شماها زینب وار راه من و دیگر شهدا را ادامه دهید در سوگ من گریه نکنید و اگر خواستید گریه کنید براي امام حسین و یاران امام خمینی گریه کنید.
در پایان از تمام برادران و خواهران خواستارم که همیشه پیرو ولایت فقیه و روحانیت باشند وهمیشه امام را دعا کنید و در دعاها همیشه بگویید که خدایا خدایا تا انقلاب مهدي خمینی را نگهدار از عمر ما بکاه و بر عمر او بیفزاي.
و در پایان از تمام برادران خواستارم که اگر گله اي یا ناراحتی از من دیده اند و [دارند] به بزرگی خودشان این کمترین شهید کوچک را ببخشید و از خدا بخواهید که گناهان مرا ببخشد. من چیزي ندارم که بدهم فقط از پدرم میخواهم کتابهایم [و] هرچه از من باقی مانده است بفروشد و به مستعضفان بدهند. در آخر باز هم توصیه میکنم امام را مانند مردم کوفه تنها نگذارید و همیشه او را دعا کنید و این حقیر کوچک را هم دعا کنید.
« والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته »
و به امید پیروزي حق بر باطل