بسم الله الرحمن الرحیم
بنام او که همه چیزم از اوست. بنام او که زندگیم در دست اوست و به نام او که زنده به اویم. زندگی ام بخاطر اوست. [ناخوانا] احساسش میکنم با قلبم، با ذره ذرة وجودم، با تمام سلولهایم، اما بیانش نتوانم کرد.
«الهی انا عبدك الضعیف المذنب و مملوکک المنیب، فلا تجعلنی ممن صرفت عنه وجهک و حجبه سهوه عن عفوك »
«خدایا من آن بندة گنهکار توام و آن بردة فراري توام که سوي تو بازگشته ام. مبادا از آن بندگان باشم که تو براي همیشه از آنان روي گردانیده اي و از بین خطا[کاران] عفو تو هرگز شامل حالشان نمیگردد»
به نام خداوند بخشایشگر بخشایندة مهربان و بنام خداوندي که به بنده هاي خود نوید پیروزي داده.
سلام به رهبر کبیر انقلاب، آن تنها امید مستضعفان و یاريدهندة مظلومان و سلام و درود بر ملت مبارز و ایثارگر ایران که با جان خود، با مال خود و با زندگی خود درخت انقلاب را آبیاري میکنند. احساس میکنم وقت آن رسیده باشد که بتوانم دمی چند با شما عزیزان سخن بگویم. عرق شرم و خجالت بر روي صورتم نشسته است، چون ندانستم و نتوانستم که چیزي به این انقلاب تقدیم کنم و هر چه بود انقلاب براي ما بود نه ما براي انقلاب و من تنهاي تنها براي اسلام و مکتبم و براي عشق به خدا به جبهه نبرد رفتم و فقط عشق به خدا بود که مرا به این راه کشاند. من این راه را آگاهانه انتخاب نمودم.
من عاشق شهادتم و آرزو دارم [ناخوانا] در راه شهدا و قرآن و اسلام باشد و مورد قبول خداوند قرار بگیرد. شهادت کوتاهترین و عاشقانه ترین و خالصانه ترین راه براي رسیدن به خداست. شهادت پرواز شکوهمند انسان از خاك تا خداست و انتخابی آگاهانه و مخلصانه است. اگر بدانم با ریختن اولین قطرة خونم احتمال پیروزي است، به پیروزي کمک خواهد کرد و اسلام جاوید خواهد ماند، پس اي تیرها و اي گلوله ها مرا دربرگیرید و بر من ببارید .
« ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیاسیوف خذینی »
(اگر دین محمد باقی نمیماند مگر با کشته شدن من، پس اي تیرها و اي شمشیرها مرا دربربگیرید.)
بارالها، پروردگارا، من از آن میترسم آنگاه که قرار شود دفتر زندگی پایان پذیرد و [هر] پدیده اي راه خود را به سوي سرنوشتی که دارد بگیرد و کار آفرینش به سر آید و خدا بخواهد درصدد ساختن جهان نوینی برآید، سرنوشتم چه خواهد شد.
پروردگارا، گناه مرا، که تو بدان آگاهتر از منی، بیامرز و اگر دوباره گناهی کردم با [ناخوانا] درخشندگی و نوازش مرا بیامرز. پروردگارا، هر چه با خویشتن عهد بستم که از طاعتت سر نپیچم نشد، ولی چون گاهی در دلم بر خلاف آنچه زبانم میگوید میگذرد مرا بیامرز.
پروردگارا، بدبینیها، سخن چینیها و هرزه درآیی ها و یاوه سرایی ها را که نموده ام ندید بگیر و مرا بیامرز.
آري، ما اینک به جبهه آمده ایم تا پیام آیندة مسلمانان را در جنگ قادسیه در 1400 سال قبل به اثبات برسانیم
«جئنا لنخرج العباد من عبادة العباد الی عباده الله و من ضیق الدنیا الی سعتها و من جور الادیان الی عدل الاسلام » .
«ما آمده ایم تا بندگان را از بندگی بنده ها به سوي بندگی الله خارج سازیم و از زندان دنیا به سوي زندگی الهی و بیکران و از ستم دینهاي گوناگون به سوي عدالت عدل اسلامی رهنمون سازیم »
آري، این فریاد رهبران ما در آن زمان بوده و ما هم اکنون اینچنین فریاد برمیآوریم.
مادر گرامیم، اي خون در رگهایم، امیدوارم اگر جسد پاره پاره مرا برایت هدیه آوردند،
همانند زینب بپا خیز و بخروش و دقیقه ای از پا ننشین و افتخار کن چرا که برای گرفتن حق از ناحق به اینجا آمده ایم و من به تو افتخار میکنم و به خود میبالم، چرا که باعث سربلندي من شدي. مادر، بیاموز به فرزندانت درس چگونه جنگیدن را، بیاموز به آنها راه و رسم بردباري و استقامت را. مادرم، اي پارة جگرم، بپذیر از خدا جسد تکه تکۀ مرا و بر آن بوسه بزن و بر آن تبریک بگو و شکر خداي را به جاي آور و تا خون در بدنت جاري است به راهت، که همان تشیع سرخ علوي است، ادامه بده.
خواهرانم، همچون کوه بایستید و با دشمنان دین و اسلام به مبارزه برخیزید. مقاوم واستوار زندگیتان را ادامه دهید و مبادا که به آن خللی وارد آید و زندگی را صرف مبارزه با دشمنان دین و خدا و وقتتان را وقف تربیت و تعلیم فرزندانتان قرار دهید و برادرهایم، تا خون در رگهایتان جاري است، دست از مبارزه علیه دشمنان برندارید و با عزمی استوار و پایدار همچون علی اکبر اباعبدالله الحسین به راهتان که همان راه حسین(ع) است ادامه دهید و سلاحم را زمین مگذارید و بدانید که من براي دفاع از اسلام و امام به جبهه رفته و میخواهم که همینگونه باشید و ولایت فقیه را محکم و استوار بچسبید و لحظه اي از آن جدا نشوید که گمراه میشوید و بپذیرید و راضی باشید به رضاي خدا و در آخر از تمام افراد خانواده ام و بستگانم تقاضاي عفو و بخشش دارم. امیدوارم که اشتباه هاي مرا نادیده بگیرند، چرا که من [ناخوانا] بسیار خطا کردم.
سخنی با ملت حزب الهی ایران:
هر کدامتان توان آن دارد که بر آتش شمشیرها و نیزه ها شکیبایی ورزد، پس با ما روانه شود و الا بازگردد
امام حسین (ع)
ملت شهیدپرور و ایثارگر ایران، ما به یاري شما به پیش رفته و به یاري شما به پیروزي رسیده ایم و امیدوارم که دست از دعا براي امام [و] یک لحظه برنداشته و شبانه روز براي طول عمر امام دعا کنید و از خدا بخواهید که او را براي ما تا انقلاب مهدي نگاه دارد. به امید همکاري روزافزون شما در راه به ثمر رساندن انقلاب.
در آخر، از تمام همشهریان که مرا میشناسند و من اشتباهی بر آنها مرتکب شده ام، تقاضاي عفو و بخشش دارم و امیدوارم مرا ببخشند.
به امید برافراشته شدن پرچم« لا اله الا الله » بر تمام جهان به رهبري امام خمینی.
از همه براي امام عزیز التماس دعا دارم.
« السلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته »
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزّمان
برجسته واعظی 27/11/61