بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین
شکر می کنم خدا را که این توفیق را به من داد که بتوانم وظیفۀ شرعی خودم را به حد تواناییم نسبت به اسلام و قرآن انجام دهم و در مدت 43 سال عمرم این زمان را که عازم جبهه جنگ می باشم، بهترین زمان عمرم می بینیم و از خدا تقاضا کرده بودم که مرا در بستر نمیران و مرا در راه اسلام [ناخوانا] و بدست شقی ترین افرادت بمیران. این بود آرزویم، از خدا می خواهم.
دیگر اینکه از خانمم تقاضا می کنم که چهار فرزندم را خوب نگهداري کند و ایشان را تربیت اسلامی کند و بفرستد به میدان براي دفاع از اسلام عزیز.
دیگر اینکه حیاط را بخشیدم به زنم و بقیه داراییم را به فرزندانم. دیگر اینکه کارگاه را براي حساب سالمَ حساب نکردم و سال اول مبلغ 150 هزار تومان آن حساب شده، بقیه آن را از آقاي فرهادي تقاضا دارم که حساب کند بابت سهمین چقدر که اضافه شده است به اضافه 150 هزار تومان را بپردازید. دیگر اینکه مبلغ 2هزار تومان از استاد حلبی ساز بگیرید و مقدار 440 تومان به استاد علی ملاحسنی بدهکارم که به آقاي اوستا غلام گفتم بدهد.
دیگر اینکه می روم به سوي دشمن. امیدوارم بتوانم تعداد زیادي از ایشان را بکشم و به جهنم بفرستم به پشتیبانی برادران ارتشی و برادران دیگرم.
امیدوارم که خداوند این رهبر بزرگ و عظیم الشأن را از جمیع بلیات محفوظ بدارد.
از دعاي خیر فراموش نفرمایید.
دیگران کاشتند ما می خوریم، ما بکاریم دیگران بخورند.
« والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته »
علی مسگریان
شب 29/7/59