2687.1

سیدحسین آقایان

نام و نام خانوادگی: سیدحسین آقایان
نام پدر: میرزامحمدعلی
تاریخ تولد: ۱۳۳۵/۰۵/۱۵
محل تولد: بیارجمند
استان تولد: سمنان
مسئولیت: رزمنده
تاریخ شهادت: ۱۳۶۰/۰۸/۰۴
نام عملیات: سایر
محل شهادت: عملیات ثامن الائمه
نحوه شهادت: اصابت ترکش
وضعیت پیکر: دارد
محل مزار: گلزار شهدای شاهرود
کپی لینک صفحه
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

شهید والامقام سیدحسین آقایان پانزدهم  مرداد ،۱۳۳۵ در بیارجمند به دنيا آمد. پدرش محمدعلي، بازنشسته فرمانداري بود و مادرش حليمه نام داشــت. تا پايان دوره متوسطه در رشــته اقتصاد درس خواند و ديپلم گرفت ،پس از مدتی به عنوان بخشدار بیارجمند انتخاب شد، اما با آغاز جنگ تحمیلی دیگر طاقت ماندن در زادگاهش را نداشت و برای دفاع از خاک میهن اسلامی به جبهه‌های حق علیه باطل شتافت.در حالی که متاهل و صاحب فرزند بود، برای دفاع از وطن در برابر تجاوز بیگانگان از عشق به زندگی و خانواده دست کشید و نخستین بار به عنوان بسیجی از طرف سپاه شاهرود به جبهه‌های جنگ اعزام شد.شهید جلیل‌القدر آقایان پس از چهار ماه و ۱۰ روز دفاع جانانه از خاک وطن، سرانجام در چهارم آبان ۱۳۶۰ در عملیات شکست حصر آبادان مجروح و به بیمارستان منتقل شد اما به دلیل اصابت ترکش به بخش‌های مختلف بدن، به مقام رفیع شهادت نائل گشت.

اگر شما در جهت تکمیل این بخش میتوانید به ما کمک کنید و مستنداتی دارید لطفاً برای ما در پیامرسان ایتا به نشانی 44_saba@ ارسال فرمایید تا در سایت بارگزاری گردد.

باتشکر از همکاری شما

بسم الله الرحمن الرحيم

«ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين».
سپاس خداوند را که به ما هستی بخشید تا در راه احقاق حق و رهایی مستضعفان جهان از چنگال مستکبرین و ایجاد جامعه توحیدی قیام .نماییم سپاس قادر متعالی را که به ما شناخت داد تا در این راه هستی خویش را نثار راهش نماییم
پروردگارا گامهایم را استوار گردان تا این امانت را که از تو برای راه حق مایه گرفته ام به صاحبش، که تو سبحان قادر متعال میباشی پس دهم و امید آن دارم که این امانت را آن طور که شایسته امانت داری باشد امین بوده باشم و با درود بر رهبر کبیر انقلاب، امـام خمینی و پیروان راهش سخنی را ابتدا با مادرم آغاز مینمایم درود و سلامم بر تو باد.
ای مادر عزیزم که برای پرورش من هستی خویش را فنا نمودی و در این راه از هیچ کوششی برایم دریغ نکردی ،مادرم من شرم دارم از اینکه بگویم اگر شهید شوم چنین کن و چنان کن، زیرا آنقدر گناهانم زیاد است که کمرم زیر بارش خم گردیده است و دعا کن که خداوند این بار سنگین را از پشتم بردارد.
مادرم میدانم که از مرگ مـن خیلی ناراحــت میشوی و بی تابی زیاد میکنی ولی نظرت را به چند نکته جلب میکنم و می خواهم که زیاد ناراحتی نکنی ،
مادرم مگر تو در تمام نیایشهایت آرزوی کربلا نمی کردی؟ مگر تو نمیدانی که باز شدن راه کربلا احتیاج به خون پاکترین و مخصلص ترین افراد حزب الله دارد؟ پس مادرم اگر میخواهی که دعایت مستجاب گردد و راه کربلا باز شود، دعا کن که خون فرزندت مورد قبول خدا واقع شود.
مادرم مگر تو از کودکی برایم تعریف نمی کردی که موقعی که امام حسین (ع) علی اصغر (ع) را جهت سیراب کردن به میدان نبرد برد، وقتی مورد اصابت تیر آن پلید قرار گرفت حسین (ع) با دو دست خویش خونجگر گوشه اش را [با دو دست] به آسمان پرتاب نمود و از خداوند تقاضای پذیرش قربانی نمود؟
مادرم مگر نشنیده ای داستان آن مادری را که سه فرزند رشیدش را در راه اسلام، خویش، به مسلخ گاه عشق فرستاد؟
پس مادرم اگر میخواهی که مورد قبول خدا قرار گیرم و تو پیش حضرت زهرا (س) روسفید باشی به محض شنیدن خبر مرگم دستهایت را بلند کن و بگو انالله و انا الیه راجعون» از او بود و به سوی او پرکشید. پس مادرم به جای ناراحتی و نگرانی فرزندان دیگرت را آن طور آماده شهادت کن که حضرت زهرا(س) می کرد.
پس مادرم دعا کن که خداوند شهادت را نصیبم سازد و اگر ایـن سـعادت نصیبم شد، هرگز بر مزارم اشک مریز و در مراسم تشییع من لباسی را که برای عروسی ام دوخته بودی به تن کن و دل کثیف ضد انقلاب را تیره نما، زیرا سعادتی بالاتر از شهادت در راه الله وجود ندارد.
و تو ای پدرم که از کودکی و نوجوانی و جوانی آن گونه بـا مـن رفتار نمودی. هرگز فکر نمیکنم بتوانم دینم را نسبت به شما ادا نمایم.
درود بیکران من بر شما باد و تو ای برادرم اگر میخواهید روح مرا شاد سازید، فقط برای خدا گام برداری و در راه او از هیچ مشکلی هراسی به خود راه ندهید.
از پدر و مادر به نحو احسن نگهداری کنید، هر چند که من نتوانستم خدمت به ایشان کنم شما بکوشید که با حرکات ناخودآگاه خویش دلشان را رنجه نکنید. ای برادرانم بدانید که نجات شما فقط در مکتب انسان ساز و رهایی بخش اسلام است پس همچنین راه را بگیر تا انتهای آن که فنا شدن در راه الله است ادامه دهید و تو ای خواهرم فرزندانت را آن گونه تربیت کن که زینب (س) می کرد.
خواهرم در راه دفاع از اسلام و امام جلوی هر ضد انقلابی بایست و مقاومت کن
و اما ای برادر حزب الله که بار سنگین انقلاب بر دوش شما برادران است بدانید که شکفتن غنچه های گل سرخ انقلاب اسلامی به خون سرخ و پاک شما عزیزان محتاج است.
پس ای برادران خونتان را جهت آبیاری این نهال ایثار نمایید.
و شما ای مخلصین راه الله دعا کنیدکه خون این حقیر جهت آبیاری این نهال مورد قبول خداوند قرار گیرد و در انتها سخنی بـا تو ای ضد انقلاب، باید بدانید که این پیرمرد (امام خمینی) چشم ما ملت مسلمان است.
مـا حاضریم جانمان را بدهیم ولی چشممان را هرگز در خاتمه از تمامی مخلصین راه الله طلب مغفرت و آمرزش را خواهانم
برافراشته باد پرچم خونین جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی نابود باد جبهه متحد ضدانقلاب مرگ و نفرین بر آمریکا و شوروی و دیگران.
والسلام على من اتبع الهدى
پانزدهم مردادماه شصت
سید حسین آقایان
١٣٦٠/٥/١٥

 

 

برای این قسمت مستنداتی یافت نشد.اگر شما در این زمینه میتوانید بما کمک کنید و مستنداتی دارید، لطفاً برای ما در پیامرسان ایتا به نشانی زیر بفرستید تا در این قسمت بارگذاری شود
با تشکر از همکاری شما.

saba_44@

در این بخش می توانید تصویر مربوط به بارکد دوبعدی این صفحه را دانلود کنید یا برای نصب روی مکان های منتسب به شهید از قسمت محصولات فرهنگی سایت اقدام به سفارش بارکد فیزیکی نمایید. این بارکد دوبعدی توسط همه گوشی های هوشمند دارای دوربین، قابل اسکن است و افراد با اسکن کردن آن به سادگی وارد این صفحه خواهند شد.

بالا