بسم الله القاصم الجبارین
به نام خداوند در هم کوبنده ستمگران
خدمت خانوادة عزیزم مخصوصا پًدر و مادر گرامی و برادران مهربانم و خواهران ارجمندم و برادرزاده هاي کوچولو، با قلبی پاك، سلام عرض میکنم. پدر و مادر عزیزم الآن که این چند کلمه را براي شما مینویسم، کمتر از دو ساعت دیگر به عملیات نمانده و خواستم قبل از شهید شدن بدانید که من تا نفَسَ داشته باشم با دشمن بعثی خواهم جنگید.
پدر جان ممکن است بعضی اوقات بچگی کرده باشم و رودرروي شما ایستاده باشم. میدانم که شما تلاش زیادي کردید تا مرا به این سن رسانیده و خرج مرا داده اید. امیدوارم این فرزند حقیرتان را حلال کنید. تو مادر عزیزم، نمیدانم چگونه از زحمات و رنجهاي شما نسبت به خودم تشکر کنم. واقعاً در مقابل شما شرمنده هستم. اگر یک موقع در مقابل شما با تندي صحبت کردم،
امیدوارم مرا ببخشی. پدر و مادر عزیزم از اینکه یکی از فرزندانتان را تقدیم به اسلام کردید خوشحال باشید. مبادا در مرگ من گریه و زاري کنید اگر گریه کنید من در عذاب خواهم بود و اگر جنازة من به دست شما نرسید به یاد آن شهداي کربلا باشید. مادر جان مانند حضرت زینب باش.
و شما برادران عزیزم، سعی کنید با یکدیگر خوب باشید، مانند دو برادر واقعی. علی جان من در منطقه دنبال تو گشتم، ولی فرصت نبود تا بتوانم تو را ببینم. امیدوارم شما و خواهران عزیزم و برادران کوچکم، احمد مهربانم و حسن شجاع من، مرا ببخشید. به برادرم اکبر هم بگویید از مرگ من ناراحت نباشد. من همیشه او و خانواده اش را دوست داشتم. از عموهایم مخصوصاً عمو فرج هم تقاضاي بخشش دارم و مرا حلال کنند .
(ناخوانا) حسن و مقداري پول بچه ها را فرستاده ام بیاورند (ناخوانا) مقدار پول خودم هم محرم به شام بدهید.
« والسلام علیکم و رحمۀالله و برکاته »
3/12/62
حسین یونس آبادي