بسم الله الرحمن الرحيم
(انالله وانا اليه راجعون)
ما از خداییم و به سوی او باز خواهیم گشت.
با سلام خدمت امام زمان ارواحنا له الفدا و با سلام خدمت نایب برحقش امام خمینی و با درود به روان پاک شهدا از کربلا تا شهدای به خون خفته ایران این حقیر کوچک تر از آن هستم که پیامی برای سرورانم داشته باشم اما بر حسب وظیفه چند نکته را تذکر میدهم. قبل از هر چیز شما را قسم میدهم به جان امام زمان (عج) که تا خون در رگهای شما جاری است دست از یاری لشکر حق برندارید و این پیر جماران، نعمت خداداد، را ارج نهید و نگذارید این حسین زمان این قدر تکرار کند به جبهه ها بروید و کار جنگ را یکسره کنید. چرا [که] طولانی شدن جنگ باعث شده است که بعضی از این ملت رزمنده دیگر آن طور که روزهای اول به جنگ اهمیت میدادند و مسئله جنگ در رأس امور بود، دیگر به مسئله جنگ اهمیت نمیدهند و نه تنها جوانانشان را تشویق به رفتن جبهه نمی کنند بلکه دیده شده که بعضی جوانانشان را منع هم میکنند فردای قیامت جواب خدا و خون شهدا را چه خواهید گفت به خدا قسم فردای قیامت در مقابل شهدا سرافکنده خواهيم بود. آنان که رفتند کاری حسینی کردند و جانشان را در طبق اخلاص گذاشتند ولی ما از غافله عقب ماندیم شما با انقلاب اسلامیتان به دنیای کفر و شرک اعلام جنگ کردید و منافع ابرقدرتهای جهان را به مخاطره انداختید و بدانید که آنها به این سادگی دست از سر این ملت برنخواهند داشت. امروز صدام را علم کردند و فردا هم یک صدام دیگر را وادار به جنگ با ایران خواهند کرد. شما که انقلاب کردید و گفتید [و] می خواهیم آزاد باشیم، نه شرقی و نه غربی و به عبارت دیگـر بـه نـدای «هــل مـن نـاصـر يـنـصـرنـي امـام حسین (ع) لبیک گفتید، باید بدانید که امام حسین (ع) حتى طفل شش ماهه اش را هــم فدای مکتب و خدای خودش کرد به خدا قسم ما قدر این نعمت خدادادی، حسین زمان خمینی کبیر را نمیدانیم آن سیاهپوست آمریکایی قدر امام ما را می داند که وقتی خبـر بـه گوشش میرسد که امام در بیمارستان قلب بستری شده اند از آمریکا برای اطلاع از حال امام به ایران می آید امیدوارم که خدای متعال توفیق آشنایی هرچه بیشتر به احکام اسلام و همچنین توفیق شناخت امام زمان و نایب برحقش را بر همۀ ما عنایت کند تا با اتکا به نیروی خدای متعال و با کمک امام زمان (عج) نه تنها ریشه رژیم خون آشام صدام بلکه رژیم اشغالگر قدس را نیز سرنگون کنیم و به وعده خداوند که فرموده است...(ادامه وصیت موجود نیست)
[وصیت نامه ای دیگر]
بسم الله الرحمن الرحيم
ولا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء ولكن لا تشعرون» و کسانی که در راه خدا کشته میشوند مرده نخوانید آنها زنده اند ولی نمیدانید».
با سلام خدمت حضرت مهدی صاحب الزمان (عج) و با درود فراوان خدمت رهبر كبيــر انقلاب اسلامی امام خمینی و با درود به روان شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی، پدر و مادر عزیز و همسر مهربانم اینجانب احمد اکبری که برای مبارزه با متجاوزین بعثی راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شده ام، سخنی چند با شما دارم. البته اگر خداوند متعـال مـرا لایق دانست و توفیق شهادت در راه خودش را نصیب من کرد. در وهله اول امید آن دارم که شما عزیزانم در سوگ من زیاد بی تابی نکنید و هر گریه ای که خواستید بکنید بر بی کسی و غربت آقا اباعبدالله حسین (ع) بکنید و امید آن دارم که هر ناراحتی و بدی که از من ظرف مدتی که نزد شما بودم دیدید ببخشید و مرا حلال کنید و برایم از خدا طلب آمرزش و بخشش کنید.
پدر و مادر عزیز و مهربانم شما سالیان سال برای به ثمر رساندن من زحمت کشیده اید تا مرا جوانی لایق و خدمت گذار اسلام تربیت کنید ولی در مقابل از طرف من جز ناراحتی چیز دیگر نصیب شما نشده است. امیدوارم در قیامت بتوانم شفاعت شما را در نزد پروردگارم بنمایم. شاید که قسمتی از زحمات شما را جبران کرده باشم و اما تو همسر مهربانم که هفت سال از بهترین سالهای عمرت را در کنار من گذراندی و در این مدت آرزوهای زیادی داشتی که متأسفانه من نتوانستم به خیلی از آنها جامه عمل بپوشانم امیدوارم انشاء الله خداوند کریم شما را به هر آرزویی که دارید برساند و به شما صبر و اجر عنایت کند و از شما تقاضا دارم بعد از من در تعلیم و تربیت فرزندانم سعی و کوشش فراوان به عمل آوری تا زمانی که بزرگ شدند نه تنها از مرگ من ناراحت نباشند، بلکه افتخار کنند که پدرشان در راه خدمت به اسلام و مسلمین و دفاع از قرآن و مملکت اسلامی به شهادت رسیده است اینجانب بدهکاری و طلبکاری آن چنانی ندارم و هر چه هم هست همسرم در جریان آنها میباشد. فقط در حدود 60 روز روزه بدهکار هستم همراه با کفاره آن که امیدوارم که لطفتان را شامل حالم کنید و ترتیب آن را برای من بدهید. تنها مسئله ای که باقی میماند که آن هم با راهنمایی دوستان و همکارانم تصمیمی بگیرید که انشاء الله آینده همسر و فرزندانم تأمین باشد تا خدای ناکرده دست پیش کسی دراز نکنند و از پدر و مادر عزیزم هم تمنا دارم هر گونه کمکی که همسرم در تعلیم و تربیت فرزندانم احتیاج داشت به او بنمایند تا خدای ناکرده همسر و فرزندانم از راه راست منحرف نشوند. و اما برادران عزیزم از شما تقاضا دارم در وهله اول پیرو راه سرخ من، که همانا راه حسین (ع) و حسینیان است باشید و دست از یاری امام است برندارید و در وهله دوم آن قدر [به] همسر و فرزندانم سرکشی کنید که خدای ناکرده به آنها احساس بی پدری و بی سرپرستی دست ندهد و از خواهران عزیزم هم استدعا دارم زیاد بی تابی نکنند و هرگونه محبتی که در حق من میکردید در حق همسر و فرزندانم بنمایید و از کلیه دوستان و آشنایان هم تقاضا دارم هر گونه بدی که از من دیده اند مرا حلال کنند و امیدوارم آنها که می توانند به جبهه بروند و اسلام را یاری کنند و آنها که نمی توانند در پشت جبهه با کمک های مادی و معنوی خود اسلام را یاری دهند. در پایان همه دوستان و آشنایان و عزیزانم را به خدای متعال میسپارم و با آرزوی زیارت کربلا برای یکایک شما و التماس
دعا از همه شما.
فرزند کوچکتان
احمد اکبری
به تاریخ 65/11/7 هجری
و ضمناً از پدر و مادر خوبم آقای شمس و خانم شمس هم طلب عفو و بخشش میکنم و امیدوارم هر بدی که از من دیده اند، ظرف مدتی که مهمانشان بودم مرا حلال کنند و ازخدا برایم طلب آمرزش نمایند.